چگونه کودک خود را تربیت کنیم ؟

چگونه کودک خود را تربیت کنیم ؟

چگونه کودک خود را تربیت کنیم ؟ تعلیم و تربیت کودک یکی از مهم ترین دغدغه‌هاي پدر و مادرهاست.برخلاف گذشته اين روزها کمتر والدینی را پيدا خواهید کرد که در مقابل رفتار نادرست کودک خود بگويد: « بچه است ايرادي ندارد ». بلکه پدر و مادران امروز از همان روزهای اول تولد به دنبال بالابردن اطلاعات خود در زمينه آموزش فرزندشان هستند. اما اينکه دقيقا از چه سني اين آموزش را شروع کنيم سوالي بيشتر والدين است…

از چه زماني بايد آموزش و تربيت کودک را شروع کرد ؟

تربيت کودک از بدو تولد شروع مي‌شود اما اين آموزش به صورت سازماندهي شده و مدون نيست. از بدو تولد والدین به عنوان يک الگوي محيطي براي کودک به حساب مي‌آِيند. در واقع والدين نزديک‌ترين الگويي است که کودک در بدو تولد به آن دسترسي دارد.

والدين بايد به اين نکته توجه کنند که فرزند آنها در نهايت چيزي خواهند شد که شما هستيد نه آن چيزي که شما انتظار داريد. زيرا همانطور که گفتيم فرزندان والدين را به عنوان يک الگوي رفتاري مشاهده مي‌کنند بنابراين هر سبک و سياقي که قصد داريد در فرزندتان نهادينه کنيد ابتدا بايد در خود شما نمود پيدا کند. به عبارتي از بدو تولد کودک بايد با رعايت اصولي که قصد آموزش آن را به فرزندتان داريد خودتان نيز الگويي تمام و کمال برايش باشيد.
البته اين طبيعي است که گاهي اين تغييرات کلي در مورد سبک زندگي و شخصيت مادر و پدر ممکن نيست اما هر ويژگي که در روند تربيت و آموزش کودک اختلالاتي را ايجاد کند بايد توسط پدر و مادر اصلاح شود. براي مثال مادري که دچار اضطراب است به صورت ناخودآگاه تاثيرات منفي بر روي فرزندش گذاشته و اين الگوي رفتاري را به او انعکاس مي‌دهد. کودک در چنين محيطي هميشه دچار نوعي اضطراب و نگراني است.
يا مادر افسرده‌اي را در نظر بگيريد که هميشه خلق پاييني دارد و به همين خاطر نمي‌تواند انرژي لازم براي فرزندش صرف کند و با او وقت بگذراند.

باید و نباید های تربیت کودکان

چگونه کودک خود را تربیت کنیم ؟

 

آيا بايد کودک را مستقیما در معرض قوانين آموزشي گذاشت ؟

تربيت کودک مخصوصا از بدو تولد هميشه مستقيم نيست و مفهوم آموزش مستقيم در دوره‌هاي بعدي او معنا پيدا مي‌کند. اما تا سن 2 سالگي والدين تنها يک الگوي مستقيم محيطي براي فرزندشان مهيا مي‌کنند و از همين طريق به صورت غيرمستقيم کودک را در معرض آموزش قرار مي‌دهند.

کودک از زماني که شروع به صحبت کردن مي‌کند به صورت مستقيم با والدین ارتباط برقرار مي‌کند و مي‌تواند مفهوم قوانين را درک کند. البته بايد قوانين را به صورتي که قابل فهم براي کودک و در سطح رشد شناختي‌اش باشد برايش تشريح کنيم. يعني قوانين را با عبارتي قابل فهم و به زبان کودک برايش توضيح دهيد. براي مثال هنگامی که کودک قبل از نهار شروع به لجبازي کند که بستنی مي‌خواهد. در اين شرايط کاملا قاطعانه به چشم‌هاي فرزدتان نگاه کنيد و بگوييد که قبل از نهار نمي‌تواند بستنی بخورد. در واقع شما صراحتا و قاطعانه نظرتان را اعلام کنيد و سپس حواس او را به چيز ديگري پرت کنيد.
البته پدر و مادر بايد حواسشان به رفتارهاي کمالگرايانه در زمينه آموزش فرزندان باشد. مادري که مدام از کلمه «بکن» و «نکن» استفاده مي‌کند و فرزندش را با الگوهاي خشن محدود مي‌کند آسيب جدي به روح و روان کودک وارد مي‌کند.

در تربيت کودک تا چه اندازه مي‌شود از تنبيه استفاده کرد؟

در تربيت کودکان بهترين روش براي برخورد با آنها در مقابل رفتارهاي منفي و نابهنجار آگاهي دادن است که بايد در چند مرحله انجام شود. بچه ها در سن 2 الي 3 سالگي از محيط اطرافشان الگوبرداري مي‌کنند و در اين بين اگر رفتار نابهنجاري انجام مي‌دهند در خيلي اوقات اصلا نمي دانند که آن رفتار زشت و نادرست است. در اولين برخورد با رفتار نادرست کودک بايد باز هم قاطعانه به او واکنش نشان داد. اسم کودک را صدا بزنيد و سپس برايش با دليل توضيح دهيد که رفتاري که از او سر زده اشتباه است. براي مثال به او بگوييد که اگر به اين رفتار ادامه دهد ديگران را از خود دور خواهد کرد. در واقع در حد فهم و درک کودک اين موارد را برايش توضيح دهيد.
در اين مرحله به دليل اينکه کودک پي به اشتباه بودن رفتارش برده براي جلب توجه مجددا رفتارش را تکرار ميکند. زيرا کودکان در سن پايين تفاوتي بين توجه مثبت و منفي را متوجه نمي‌شوند. بعد از مرحله آگاهي دادن اگر آن رفتار نادرست مجددا در فرزندمان تکرار شد بايد به آن بي‌توجهي کرد و حتي احساس ناخوشانيد نسبت به آن رفتار کودک را در چهره‌مان نيز نشان ندهيم. با اينکار او مطمئن مي‌شود که با اين رفتار حتي توجه منفي هم شامل حالش نمي‌شود. اما در مرحله بعدي اگر اين تکنيک هم تاثيري نداشت تنبيه و محروميت براي کودک در نظر مي‌گيريم.

اگر قرار باشد از سنين خيلي پايين تربيت کودک را شروع کنيم چگونه از تنبيه استفاده کنيم؟

والدين بايد با توجه به شدت رفتار، دفعات تکرار و محدوده سني کودک تنبيه يا محدوديت در نظر بگيرند. براي مثال براي يک کودک 2 ساله بايد تنبيهي متناسب با سن او در نظر گرفت مانند منع استفاده از اسباب‌بازي مورد علاقه‌اش. اسباب بازي را در جايي بگذاريد که به آن دسترسي نداشته باشد اما برايش توضيح دهيد که به دليل رفتار نادرستي که از او سر زده او را تنبيه کرده‌ايد. يا براي يک کودک 5 ساله محدوديت در رفتن به پارک مي‌تواند تنبيه خوبي باشد. بنابراين در امر تربيت کودکان خصوصا تنبيه حتما بايد متناسب با سن او رفتار کنيم.

باید و نباید های تربیت کودکان

چگونه کودک خود را تربیت کنیم ؟

 

نقش پدر و مادر در تربیت کودک به چه اندازه‌اي است؟

پدر و مادر در مورد سبک‌هاي والدگري بايد با يکديگر توافق داشته باشند. من کلمه «تفاهم» را در اين مورد به کار نمي‌برم زيرا تفاهم به معناي داشتن خط فکري يکسان است. دو نفر مي‌توانند ساليان سال با يکديگر زندگي کنند اما بر سر مسائل مختلفي به تفاهم نرسيده باشند. اما در مورد تربيت کودک پدر و مادر حتي اگر در مورد موضوعي تفاهم ندارند بايد به توافق برسند که يک اصل را در پيش بگيرند. يکي از آسيب‌زننده ترين سبک رفتاري در ارتباط به کودک که موجب تثبيت رفتارهاي نابهنجار در او مي‌شود اين است که فرزند شما در يک موردي خاص که مربوط به امورتربيت و آموزش اوست نظرات متفاوتي داشته باشند و به عبارتي به توافق نرسيده باشند. بچه‌ها اين موقعيت‌ها را به عنوان فرصت تلقي مي‌کنند و شما شاهد بيشتر شدن ناهنجاري در فرزندان مي‌شويد. مادر و پدر مي‌توانند با يکديگر توافق کنند که براي مثال حوزه تغذيه کودک يا يکي از آنها و يا حوزه آموزش و تفريح با پدر يا مادر باشد. بعد از اين توافق زن و شوهر بايد با يکديگر به توافق برسند که در اين حوزه‌هاي مشخص شده دخالت نکنند و به نظر شخص مقابل احترام بگذارند.

برای خواندن سایر مقالات به بخش بلاگ فروشگاه سعادت مراجعه کنید

فروشگاه سعادت عرضه کننده محصولات به قیمت کلی